تبليغاتX
yaleyly
بفرمائید روضه (خدا فونت بارانتون رو زیاد کنه)
سلام علی ال یاسین.

 جمعه دیگر رسید و رفت...

 نازنین مولای من ...

 با لا بلند

 اینجا جزیره مجنـــــــــــــــون است...!

شیمیایی می زنن!

رنگ حیا پریده!

عاطفه ها  تاول زده!

 نفس انصاف به شماره افتاده !

بخدا داغ دوری و فراق، از سوزش خردل جان فرسا تره....

...

چقدر چله نشینی؟... چهل... چهل... تا چند؟

چقدر جمعه گذشت و نیامدی، سوگند

*

به دانه دانه تسبیح مادرم، موعود!

که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند

که روزها همه مثل هم‌اند- سرد و سیاه-

غروب‌ها و سحرهاش خسته‌ام کردند

کشانده‌اند مرا روزها به تنهایی

گمان کنم که مرا منتظر نمی‌خواهند!

*

تو نیستی و جهانم پر از فراموشیست

جهان عاشقی‌ام را غروب‌ها آکند...

تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت

تو نیستی که درختان به خویش می‌بالند!

تو نیستی و... چقدر از زمان من باقیست

*

چقدر بی تو بگویم غزل غزل، یکبند

به چشم‌های کسی احتیاج دارد که

زند به شاخه ادراک خاکی‌اش پیوند

به چشم‌های کسی که شبیه یک منجی

زلال، آبی، روشن- شبیه تو- باشند

*

چقدر چله نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟

چقدر بی تو سرودن قصیده‌های بلند؟

(امیر اکبرزاده)

یا لیلی

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 17:37  توسط روضه خوان ها  | 

 

یالیلی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 17:12  توسط روضه خوان ها 

امام صادق ( ع ) را دیدند که بر روی خاک نشسته است و همانند مادر فرزند از دست داده گریه می کند و به پهنای صورت اشک
می ریزد و چنین زمزمه دارد :

 

« آقای من ! غیبت تو خواب را از دیدگان من ربوده
و خاطرم را پریشان ساخته و آرامش دل را از من گرفته

سرور من ، غیبت تو مصیتی جان کاه بر سراسر هستی ام فرو ریخته است که هر گز از آن تسلی نمی یابم

از دست دادن یاران ، یکی پس از دیگر ی اجتماعات در هم می ریزد بلاها و سختی ها رنج ها و اندو ها آن چنان بر دلم سنگینی می کند که دیگر اشک دیده و فریاد های سینه را احساس نمی کنم ..... »

بحارالانوار219:51 ، کمال الدین : 353

 

دوره حبس باب الحوائج حضرت موسی بن جعفر ( ع ) را حدا کثر 21 سال نوشته اند ....

اما هم اکنون چندسال است امام عصر ارواحنا فداه در زندان غیبت به سر می برد ؟

چه صبر و استقامت و طاقتی !

چه انتظار طولانی و دردناکی !

آقای من !

ای کاش لااقل شیعیانت ذره ای از غربت و مظلومیت تو را در ک
می کردند و با رفتار و گفتار خویش نمک بر زخم های دلت نمی پاشیدند

 

نمی دانم چه شکوهی در ظهورت نهفته است و تو چه عظمتی داری که امیرمومنان ، عدل مجسم آرزوی بر پایی دولت تو ، شو ق دیدن حکومتت را بر دل دارد و می فرماید : 

و یا شوقاه الی رویتهم فی حال ظهور دولتهم

وه چه قدر مشتاقم که آن ها را در زمان تشکیل دولتشان ببینم
( کفایه الاثر : 220 )

تو که هستی که سیده النساء در میان دود و آتش تو را صدا می زند و

با خو ن سینه اش نام تو را بر دیوار خانه ی وحی می نگارد و
« ولدی مهدی » می گوید ؟

 اگر  عزادارن سینه زنان و گریه کنان بر سالار شهیدان می دانستند که هم اینک حضرت اباعبداله الحسین نعزیه دار غربت و سوگوار مظلومیت توست تا آن جا که می فرماید

مهدی ما در عصر خودش مظلوم است

( صحیفه مهدیه : ص 52 )

تا تاکیدی باشد بر این فرمایش شما بر آن منتظر عاشق که

من مظلوم ترین فرد عالم ام

( صحفیه مهدیه : ص 52 )

اعتراف می کنم خود نیز در زمره ی آنانی هستم که با آب و تاب زیارت وارث و عاشورا می خوانند و گاه با گریه و آه « یا لیتنی کنت معک » می گویند اما از درک این حقیقت غافل و یا عاجزند که  حسین بن علی در این زمان تو هستی و دوران غیبت صحرای کربلای غربت
توست و عرصه ی ابتلای مردمان و این تویی که هر صبح و شام آوای
« هل من ناصر ینصرنی » سر می دهی و یار و مددکار می طلبی دردا که هلهله ی ایادی شیطان و امواج سپاه کفر و نفاق شنیدن صدای استغاثه ات را مشکل ساخته است

 افسوس که پرده های غفلت و معصیت گوش جانمان را سنگین و ناشنوا ساخته است

ای کاش

هل من معین ات را می شنیدیم و تو را لبیک می گفتیم

تازه در این میدان از ما سر وجان نخواسته ای

سخن از شمشیر و نیزه و تیر و خنجر نیست

فقط فرموده ای برای ظهورم دعا کنید

وای برما

بدا به حال ما که از انجام همین وظیفه ی ساده نیز طفره رفتیم

 

هنوز دیر نشده است

فرصت همچنان باقی است

بیاییم همه با هم برای ظهور موعود جهانیان دست به دعا بر داریم

                                              

                                                  دعای فرج

بار خدایا

در میان اهل بیت ( ع  ) مضطری هم چون حضرت زینب کبری ( ع ) در شب یازدهم محرم سراغ نداریم تو را به اضطرار عمه ی مظلومه ی امام عصر ارواحنا فداه در شب شام غریبان به طواف او گرد سید ساجدان به هروله ی او در میان خیمه های نیم سوخته به سعی او در صفای نهر علقمه به ناله ها و اشک یتیمانی که از ضربت تازیانه های دشمن به دامن عمه پناه می بردند به نماز نشسته ی زینب ( ع ) در شام عاشورای سال 61 هجری به دستان بسته و پشیانی شکسته ی او در فرج منتقم ال عبا تعجیل فرما .

 

کتاب آشتی با امام زمان ( عج )- دکتر علی هراتیان

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/07ساعت 22:17  توسط روضه خوان ها  |