تبليغاتX
yaleyly
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند ...
 
بنام نامی لیلی
 
 
امام زمان عليه السلام

ای آشنای غربت جمعه ظهور کن       یک مرتبه ز کوچه ما هم عبور کن

حک شد به روی بال قنوت نمازمان      این خواهش قدیمی آقا ظهور کن

چشم انتظار قایق صیاد مانده‌ام           محض خدا بیا و مرا صید تور کن

من را که دور مانده‌ام از خاک کربلا           آقا بیا و همسفر بال نور کن

یک شب بیا میان حسینیه عزا               یادی ز روضه‌های كنار تنور كن

امام صادق (علیه‏السلام) مى‏فرماید:

من مات منـکم  و هو منتظر  لهذا  الامر کمن هو مع القائم فی فسطاطه؛ لا،  بل کمن قارع

معه بسیفه؛ لا، والله! الا کمن تشهد مع رسول الله (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)  ؛ هر کس از

شما بمیرد، در حالى که منتظر امر ظهور باشد، مانند کســى است که  با حضرت قائم (ع )

 در خیمه‏ ایشان بوده است؛ نه، بلکه، مانند کسى است که همراه با حضرت شمشیر بزند؛

نه، به خدا قسم! نیست مگر مانند کسى که همراه رسول خدا  (ص) شهید شده است .

تنها، در پرتو وجود امـام و بندگى کـامل او نسبت ‏به پروردگار متـعال است که لطـف و فیض

الهى بر عالـم هستى نازل ى‏شود . در واقع ، بالاترین و افضل فیوضات الهى، فیض هـدایت 

 است  که به  برکت وجود  امام ، یعنى آن تجسم اطاعت کامل ، نمود ى ‏یابد و انسـان‏ها به

واسطه‏ او هدایت مى‏شوند. این، مهم‏ترین معنا براى واسطه‏ فیض بودن امام است .

قطعا، غیبت، به معناى عدم وجود امام نیست، بلکه غیبت، تنها، عدم ظهور است و نه عدم

حضور . چون حضور دارد ، پس همه‏  وظایفى را  که به حکم  امامت مـى‏بایـست نسبت‏ به

 بشریت  انجام دهد،انجام خواهد داد؛ چون حضور دارد، معنابخش عالم هستى است؛ چون

حضور  دارد، نگران امت ‏خویـش است؛ چون حضور دارد، بـاب هدایت ره گم کردگان است و

 در رفع  مشکلات امت مى‏کوشد، هر چند آنها خود این مطلب را در نیابند و ولى‌نعمت ‏خود را

 نشناسند، اما نشناختن حقیقت مطلب را تغییر نمى‏دهد .

غیبت ، امرى است که ریشه‏ها  و زمـینه‏هاى آن را باید قبل از وقوعش ، در رفتار انـسان‏ها

 یافت. اگر با تدبر و تحقق این جست و جو انجام پذیرد، ما را به حقیقت غیبت رهنمون خواهد

 ساخت .

از زمــان امام جواد ( ع ) تا زمــان امام حسن عسکرى ( ع )  این نشناختن و عدم  توجه  و

بهره‏گیرى،  بیش از هر زمــان دیگرى ، مشهود است. همین که تاریخ ، خالى از بسیارى از

 رفتارها و عملکردهاى این بزرگواران است، خود، شاهد این مدعا است که جامــعه ای که

 مى‏بایست ‏به  رفتار و حرکات امام و هادى خود توجه مى‏کرد، الگو مى‏گرفت و نقل کرد ،

نگاهش به سمت امام نبوده است و با او معامله یک غایب را کرده است!

غیبت، در مفهوم نشناختن امام، صبغه‏ روشن تاریخ امامت است. به همین دلیل، آنگاه که

 جوامع بشرى، از امام روى گرداندند و نخواستند اطاعت کنند تا بهره ببرند، اراده‏ الهى، بر

 این  تعلق گرفت که این  بار روى امام از جامــعه پنهان داشته شــود تا بشریت مـحتاج و

نیازمند به  امام، این نیاز را درک کند:

«اذا غضب الله تبارک و تعالى على خلقه نهانا عن جوارهم؛ وقتى خداوند متعال، بر خلقش

 غضب کند، (اهل بیت) را از جوار آنان دور مى‏کند.»

نکته‏اى که نباید فراموش کنیم ، این است که گرچه غیبت ، سلب نعمت ظهور و دیدار امام

 است  و در واقع، اثر بى توجهى‏ها و غفلت‏هاى بشریت‏ بوده است، اما از بعد دیگر، مقدمه‏

 یک کمال  است؛ چرا که غیبت، مى‏تواند مقدمه ‏ یک احساس نیاز در مردم باشد .

غیبت، مى‏تواند احساس نیازى را در بشر زنده کند که اگر واقعى باشد، همان مفهوم انتظار

 است. انتظار، هیچ چیزى جز احساس یک عطش و حرکت ‏براى رفع آن نیست. هر چه ‏قدر

 که جوامع بشرى، پیچیده‏تر مى‏شوند، این نیاز و عطش، خود را بیشتر نشان مى‏دهند .

یا لیلی

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/25ساعت 6:38  توسط   | 

سلام علی ال یاسین.

 جمعه دیگر رسید و رفت...

 نازنین مولای من ...

 با لا بلند

 اینجا جزیره مجنـــــــــــــــون است...!

شیمیایی می زنن!

رنگ حیا پریده!

عاطفه ها  تاول زده!

 نفس انصاف به شماره افتاده !

بخدا داغ دوری و فراق، از سوزش خردل جان فرسا تره....

...

چقدر چله نشینی؟... چهل... چهل... تا چند؟

چقدر جمعه گذشت و نیامدی، سوگند

*

به دانه دانه تسبیح مادرم، موعود!

که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند

که روزها همه مثل هم‌اند- سرد و سیاه-

غروب‌ها و سحرهاش خسته‌ام کردند

کشانده‌اند مرا روزها به تنهایی

گمان کنم که مرا منتظر نمی‌خواهند!

*

تو نیستی و جهانم پر از فراموشیست

جهان عاشقی‌ام را غروب‌ها آکند...

تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت

تو نیستی که درختان به خویش می‌بالند!

تو نیستی و... چقدر از زمان من باقیست

*

چقدر بی تو بگویم غزل غزل، یکبند

به چشم‌های کسی احتیاج دارد که

زند به شاخه ادراک خاکی‌اش پیوند

به چشم‌های کسی که شبیه یک منجی

زلال، آبی، روشن- شبیه تو- باشند

*

چقدر چله نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟

چقدر بی تو سرودن قصیده‌های بلند؟

(امیر اکبرزاده)

یا لیلی

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت 17:37  توسط   | 

 

یالیلی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 17:12  توسط  

امام صادق ( ع ) را دیدند که بر روی خاک نشسته است و همانند مادر فرزند از دست داده گریه می کند و به پهنای صورت اشک
می ریزد و چنین زمزمه دارد :

 

« آقای من ! غیبت تو خواب را از دیدگان من ربوده
و خاطرم را پریشان ساخته و آرامش دل را از من گرفته

سرور من ، غیبت تو مصیتی جان کاه بر سراسر هستی ام فرو ریخته است که هر گز از آن تسلی نمی یابم

از دست دادن یاران ، یکی پس از دیگر ی اجتماعات در هم می ریزد بلاها و سختی ها رنج ها و اندو ها آن چنان بر دلم سنگینی می کند که دیگر اشک دیده و فریاد های سینه را احساس نمی کنم ..... »

بحارالانوار219:51 ، کمال الدین : 353

 

دوره حبس باب الحوائج حضرت موسی بن جعفر ( ع ) را حدا کثر 21 سال نوشته اند ....

اما هم اکنون چندسال است امام عصر ارواحنا فداه در زندان غیبت به سر می برد ؟

چه صبر و استقامت و طاقتی !

چه انتظار طولانی و دردناکی !

آقای من !

ای کاش لااقل شیعیانت ذره ای از غربت و مظلومیت تو را در ک
می کردند و با رفتار و گفتار خویش نمک بر زخم های دلت نمی پاشیدند

 

نمی دانم چه شکوهی در ظهورت نهفته است و تو چه عظمتی داری که امیرمومنان ، عدل مجسم آرزوی بر پایی دولت تو ، شو ق دیدن حکومتت را بر دل دارد و می فرماید : 

و یا شوقاه الی رویتهم فی حال ظهور دولتهم

وه چه قدر مشتاقم که آن ها را در زمان تشکیل دولتشان ببینم
( کفایه الاثر : 220 )

تو که هستی که سیده النساء در میان دود و آتش تو را صدا می زند و

با خو ن سینه اش نام تو را بر دیوار خانه ی وحی می نگارد و
« ولدی مهدی » می گوید ؟

 اگر  عزادارن سینه زنان و گریه کنان بر سالار شهیدان می دانستند که هم اینک حضرت اباعبداله الحسین نعزیه دار غربت و سوگوار مظلومیت توست تا آن جا که می فرماید

مهدی ما در عصر خودش مظلوم است

( صحیفه مهدیه : ص 52 )

تا تاکیدی باشد بر این فرمایش شما بر آن منتظر عاشق که

من مظلوم ترین فرد عالم ام

( صحفیه مهدیه : ص 52 )

اعتراف می کنم خود نیز در زمره ی آنانی هستم که با آب و تاب زیارت وارث و عاشورا می خوانند و گاه با گریه و آه « یا لیتنی کنت معک » می گویند اما از درک این حقیقت غافل و یا عاجزند که  حسین بن علی در این زمان تو هستی و دوران غیبت صحرای کربلای غربت
توست و عرصه ی ابتلای مردمان و این تویی که هر صبح و شام آوای
« هل من ناصر ینصرنی » سر می دهی و یار و مددکار می طلبی دردا که هلهله ی ایادی شیطان و امواج سپاه کفر و نفاق شنیدن صدای استغاثه ات را مشکل ساخته است

 افسوس که پرده های غفلت و معصیت گوش جانمان را سنگین و ناشنوا ساخته است

ای کاش

هل من معین ات را می شنیدیم و تو را لبیک می گفتیم

تازه در این میدان از ما سر وجان نخواسته ای

سخن از شمشیر و نیزه و تیر و خنجر نیست

فقط فرموده ای برای ظهورم دعا کنید

وای برما

بدا به حال ما که از انجام همین وظیفه ی ساده نیز طفره رفتیم

 

هنوز دیر نشده است

فرصت همچنان باقی است

بیاییم همه با هم برای ظهور موعود جهانیان دست به دعا بر داریم

                                              

                                                  دعای فرج

بار خدایا

در میان اهل بیت ( ع  ) مضطری هم چون حضرت زینب کبری ( ع ) در شب یازدهم محرم سراغ نداریم تو را به اضطرار عمه ی مظلومه ی امام عصر ارواحنا فداه در شب شام غریبان به طواف او گرد سید ساجدان به هروله ی او در میان خیمه های نیم سوخته به سعی او در صفای نهر علقمه به ناله ها و اشک یتیمانی که از ضربت تازیانه های دشمن به دامن عمه پناه می بردند به نماز نشسته ی زینب ( ع ) در شام عاشورای سال 61 هجری به دستان بسته و پشیانی شکسته ی او در فرج منتقم ال عبا تعجیل فرما .

 

کتاب آشتی با امام زمان ( عج )- دکتر علی هراتیان

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/07ساعت 22:17  توسط   |