تبليغاتX
yaleyly
کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند ...

به نام لیلی

 

آه می کشم ...

و آه می کشم ...

قلبم " امن یجیب ... " می خواند ...

من دلتنگ مسافر غریب گشته ام ...

" امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ... "

" کیست آنکه جواب گوید مضطر را ، آنگاه که می خواندش ،

و بد حالیش را پرده بردارد ؟ "

دلم تنگ شده است ...

دلم برای باقیمانده خداوند در زمین تنگ شده است ...

دلم به اندازه هزار و سیصد و اندی سال تنگ شده است ...

 

" هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی ؟! "

" آیا به سوی تو ، ای پسر احمد ! راهی هست تا ملاقات شوی ؟! ... "

" کاش میدانستم که دوری تا به کجا سر کشیده ؟! "

" یا کدام خاک و زمینی تو را بر داشته ؟! "

 

 

الا ای آخرين طوفان!

بپيچ از شرق آدينه...

 

پی نوشت :

اللهم صل علي علي بن موسي الرضا المرتضي

الامام التقي النقي

و حجتك علي من فوق الارض ومن تحت الثري الصديق الشهيدصلوه كثيره

تامه زاكيه متواصله متواتره مترادفه كافضل ماصليت علي احد من اوليائك

 اي امام رئوف!

به تو مي باليم و به تو مي نازيم... به کرمت...به نظرت...

به وجودت... به حريمت..

.به لطفت که هر بي پناهي را زير سايه اش در بر گرفته است...

وبه نگاهت که هرقلب ملتهبي را آرام مي سازد...

در اين درياي پر تلاطم وسوسه ها

 ودر اين سياهي شب هاي عصرغيبت،

چشمان ما به درگاه نجات بخشت خيره شده،

تا که گوشه چشمي بر اين بيچارگان آستانه غرق وگمراهي افکني

و از اين گرداب غفلت رهايي بخشي.

اي مهربان! ....

دل مجروح داغ ديده ازهجران ما به پنجره فولادين عطوفتت گره خورده

اي شفا بخش!...درياب مارا

 

یالیلی

                                           

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/17ساعت 12:50  توسط   | 

به نام ليلي

 

از مظلومیت تا غربت راهی نیست;

چنانکه مظلومیت مسیر همیشگی غربت است ...

گفتم فریادی را بنویسم که آی!

مسلمانان گل نرگس غریب است! ...

اما دیدم که افسوس که خود غربت را سبب میشویم .

از چه دم میزنیم؟

آنان که دم از وفا میزنند وعده را از یاد برده اند .

پای جان به میان آید همه خاموشند!

آنان که اشتیاق صحبت او را مدعیاند، به خلوت شبانه بر نمیخیزند!

آنان که « والمسارعین الیه فی قضاء حوائجه» را زمزمه میکنند،

کجایند هنگام حاجتش؟!

پای بیرمق را بهانه میکنند

و شانه های بی تقصیر خود را بالا میبرند؟!

دلم از این دنیا گرفته .

حس میکنم قطره اشکی هستم بر روی گونه های زمین .

دلم عصر جمعه ای شده است ...

مردم! نگاه آسمان را بخوانید . غروب جمعه را بفهمید .

چشمهایتان را به سرخی اش عادت دهید .

غروب جمعه انعکاس آه دلتنگ زهراست .

فریاد بلندی است در بغض فروخورده ی خورشید .

یادی از دلتنگیهای عاشوراست .

یادگار زمانی است که آسمان فهمید

زین پس باید به انتظار بنشیند .

آسمانی که آنروز شاهد فروپاشی زمین بود .

شاهد آن نگاهی که تا ابد روی نوک نیزه ای مات ماند!

نگاهی که میگفت:

این الطالب بدم المقتول بکربلاء ...

 

ياليلي

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/03ساعت 18:14  توسط   |